أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

22

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

پيشتر اندكى از آب اين رود به خوارزم مىرفت و از ميان محلّى كه به سنگها بسته شده بود ، و اكنون در آغازهاى دشت خوارزم است ، مىگذشت و پالوده مىشد ، ولى سپس همهء آب به سوى خوارزم روان شد و آن بند سنگى را شكافت و همهء آن سرزمين را آب گرفت و آن را درياچه‌اى ساخت . و آب رود ، به سبب فراوانى و تندى جريان آلوده به گل بود ؛ و چون گسترده مىشد گلهاى آن فرومىنشست و نخست در مصبّ آن خشكى پيدا شد و سپس خشكى بيشتر شد و درياچه دور تر رفت تا همهء خوارزم از زير آب بيرون آمد . و آن درياچه كه پيوسته دور تر مىشد ، سرانجام به كوهى رسيد كه نمىتوانست آن را از پيش راه خود بردارد ، و بدين سبب به سوى شمال و به سرزمينى پيچيد كه اكنون تركمانان در آن جاى دارند . و فاصلهء ميان اين درياچه و درهء مزدبست كه چندان زياد نيست ، به صورت خلابى درآمده است كه اينك آن را به تركى قيز دنگزى ( درياى دختر ) مىنامند . و ابن عميد در كتابش دربارهء بناى شهرها نوشته است كه : زمين لرزه‌اى در رويان رخ داد كه زمان آن چندان دور نيست و چنان شد كه دو كوه به‌هم پيوست و راه بر رودهايى كه از ميان آن دو مىگذشت بسته شد و از روىهم انباشته شدن آبها درياچه‌اى پديد آمد . و هرجا كه آب گذرگاهى پيدا نكند چنين خواهد شد ، همان‌گونه كه درياچهء مردهء پرآب ( بحر الميّت ) از آبهاى رود اردن فراهم آمده است . و نيز از تاريخهاى سريانيان نقل كرده است كه در سال هشتصد و هشتاد و سه اسكندرى كه سال دوم پادشاهى يوسطنيانس قيصر [ روم ] بود ، زمينلرزه‌اى در انطاكيه اتّفاق افتاد و زمين شكاف برداشت و كوهى در بالاى قلوذيه شكست و پاره‌هاى آن در فرات ريخت و راه آب را بست ؛ آب بالا آمد و بسيار جاها را فروگرفت و ويران كرد و به پس بازگشت تا راهى براى گذشتن پيدا كرد و بار ديگر روان شد . و بر سرزمين مصر ، چنان كه ارسطوطاليس در كتاب آثار علوى ( الآثار العلويّه ) خود گفته است ، آب نيل گسترده بود و اين سرزمين صورت درياچه داشت ؛ سپس